در خلاصه داستان فاصلهها چنين آمده است: محسن كريمي (48 ساله) فردي مذهبي
و خوشنام در محل و مورد اعتماد همگان و محل رجوع اهالي براي حل مشكلاتشان است.
او متوجه سستي ايمان پسرش، سعيد در نماز و تكاليف شرعي شده و راه
چارهاي ميجويد. اما يك حادثه باعث ميشود محسن متوجه فاصله زيادي شود
كه ميان نگاه او به زندگي وارزشهايش با نگاه سعيد وجود دارد.
سعيد با اتومبيل پدر تصادف ميكند. پدر متوجه ميشود دختري ناشناس پشت
فرمان بوده و جواني به نام ساسان هم آنها را همراهي ميكرده است.
ساسان كسي است كه پدر مدتها قبل مراوده با او را براي سعيد منع كرده است.
پرس و جو و كنجكاوي پدر با مقاومت سعيد روبهرو ميشود. سعيد روش پدر براي
همسريابي، وسواسهايش براي احتراز از ساسان و نهايتا نگاهش به كسب درآمد
و حلال و حرام كردنهايش را قبول ندارد و مورد ترديد قرار ميدهد.
پس از آن محسن متوجه ميشود پولي كه سعيد از او گرفته نزد ساسان است و
سعيد در قبالش ماهانه سود دريافت ميكند. سعيد كه جواني سرگشته اما مدعي
و طلبكار است، مدتي قبل براي اثبات توانايي خود و كسب استقلال از پدر، مقداري
پول را به عنوان قرض از او گرفته اما به جاي سرمايهگذاري در محل مورد نظر
آن را به ساسان داده است. ساسان هم آن را در شركتي هرمي سرمايهگذاري
كرده است.مخالفت پدر با رفتار سعيد و تلاشش براي اصلاح رفتار او بينتيجه ميماند.
سعيد به جاي پيش گرفتن راه درست با لجبازي تصميم به تسويه طلب پدر ميگيرد
و به كمك دوست ديگرش، علي، مقداري وام ميگيرد و به پدرش ميدهد.
رابطه پدر و پسر بيش از پيش تيره ميشود. سعيد كه انگيزهاي به ادامه تحصيل ندارد،
درس را رها ميكند و در رستوران يكي از بستگان دور مشغول به كار ميشود.
محسن برادر بزرگتري به نام حاجرضا دارد. رضا دو فرزند پسر و دختر دارد و
برعكس محسن رابطه خوبي با آنها برقرار كرده و موفق شده با رابطهاي عاطفي،
منطقي، آنها را از لغزش و خطا دور كند. آنها هم بدون پنهانكاري همه مشكلاتشان
را با پدر و مادر خود در ميان ميگذارند و در كار و تحصيل هم موفق بودهاند. رضا،
اشتباهات محسن را در ارتباط با فرزندانش عامل اصلي سوءتفاهم و انحراف
آنها ميداند، چرا كه محسن، فقط به فكر تامين معاش فرزندانش بوده و از تربيت
و رابطه عاطفي با آنها غافل بوده است.
فرهاد (شوهرخواهر محسن ـ حسن جوهرچي) از زندان آزاد ميشود.
فرهاد دوست صميمي محسن بوده كه پس از جنگ رو به كارهاي اقتصادي
آورده و در يك سوءاستفاده مالي لغزيده و كارش به زندان كشيده است.
محسن در كشف ماجراي سوءاستفاده نقش اصلي را داشته و به همين دليل فرهاد
كينه او را به دل گرفته است. اكنون فرهاد بعد از آزادي از زندان در جستجوي
كار است و با احساس عقبماندن در زندگي بار ديگر در آستانه سقوط و
سوءاستفاده قرار ميگيرد.
سعيد در رستوران با دختري به نام آيدا آشنا ميشود. مدتي ميگذرد تا محسن متوجه
تركتحصيل او و كار كردن در رستوران و دروغهايش ميشود. جاي انكار براي
سعيد باقي نمانده، سعيد علاقه به آيدا و تصميمش براي ازدواج با او را هم به بقيه
مشكلاتش اضافه ميكند. تحقيق پدر نشان از عدم سلامت خانوادگي آيدا ميدهد.
سعيد باز هم متفاوت از پدر فكر ميكند اما نهايتا ضربهاي كه سعيد از كشف ماجراي
دوستي همزمان آيدا با ساسان ميخورد، شوك تكاندهندهاي است كه او را به
خود ميآورد.سعيد در آستانه سقوط توسط پدرش نجات پيدا ميكند.امين عابدي،
تدوين سريال فاصلههارا همزمان با تصويربرداري آغاز كرده و موسي آرمانپور قرار است
براي آن موسيقي بسازد. از عوامل سازنده اين سريال ميتوان به تهيهكننده:
محمدرضا شجاعي، تصويربردار: سهيل نوروزي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزيفرد،
طراح گريم: محمد قومي، صدابردار: مهدي آزادي، برنامهريز: محمد حمزهاي،
ديگر بازيگران: مريم كاوياني، روشنك گرامي، حميد شريفزاده، احمد قاسمي،
نويد قنبريان و... اشاره كرد.


